تهمت‌هایی به فردوسی!

d8aad987d985d8aae2808cd987d8a7db8cdb8c d8a8d987 d981d8b1d8afd988d8b3db8c 61d432f5741cf

محمدجعفر یاحقی از ابیات سست و بی‌سروتهی بر وزن و در مضمون شاهنامه می‌گوید، آن‌ها را تهمت می‌خواند و بیان می‌کند: بترسیم از روزی که این افتراها همه‌گیر شود و بزرگان ما در خشم ناشی از آن بسوزند که آن روز دیگر نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان.

به گزارش عامل، در روزهای اخیر بحث جعلیاتی که به «شاهنامه» فردوسی منسوب هستند، در گوشه‌ای از فضای مجازی داغ شده است؛ بیت‌هایی که بعضا حتی در کتاب درس فارسی دانش‌آموزان آمده‌اند و موجب واکنش نشان دادن برخی شاهنامه‌پژوهان شده‌اند.  

صفحه‌ای به نام محمدرضا شفیعی‌ کدکنی نیز که در روزهای اخیر به معرفی این بیت‌های جعلی پرداخته، فهرستی را هم از شاهنامه‌های معتبر منتشر کرده است. 

حالا محمدجعفر یاحقی، استاد دانشگاه و شاهنامه‌پژوه در یادداشتی که با عنوان «ازین گونه تا چند گویی دروغ؟» منتشر کرده، نوشته است: «از گذشته‌ها این‌جا و آن‌جا ابیاتی سست و نوظهور با ظاهری وطنی به نام فردوسی می‌دیدم و با آن که به غیرتم برمی‌خورد به روی خودم نمی‌آوردم تا این که شامگاه روز گذشته کسی – که نمی‌دانم کیست – از طریق همین واتس‌اپ با کمال مهر و ادب پیامی (پستی) تصویری برای من فرستاد که در آن جوانی با ظاهر ایلیاتی با نهایت اخلاص در کنار کعبه زردشت در نقش رستم درست رو به آرامگاه داریوش دوم ایستاده و به خواهش مردی میانه‌سال با صدایی بسیار سوزناک و توأم با آه و افسوسی دلشکار این ابیات را به آواز می‌خواند:

بناهای آباد گردد خراب/ ز باران و از تابش آفتاب// پی افکندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند//کجایند بزرگان و ساسانیان/ ز بهرامیان تا به سامانیان// کجا رستم و زال و سیمرغ و سام/ فریدون فرهنگ و جمشید جام//کجا رفته کیخسرو نامدار/ به ایران نیاید چو او شهریار// کجا رفت رستم خداوند رخش/ سر سرفرازان گو تاج بخش// کجا رفت طهمورث دیو بند/که دیوان  گرفتی به خم کمند//چو گودرز کشواد و پولاد سنگ/بدرد دل شیر و چرم پلنگ//همان دیو کجبین او روز جنگ/ همی چرم روباه بپوشد پلنگ// برفتند و ما را سپردند به جای// نماند کسی هم ز بند سرای// تو تا می‌توانی به نیکی گرای/ که نیکی بیابی به هردو سرای. از همان روزگار فردوسی کسانی بوده‌اند چه در لباس کاتب و نسخه‌نویس و چه در قالب دوستان فردوسی یا کینه‌داران و معترضان به شرایط زمانه که ابیاتی بافته و تافته بر وزن شاهنامه سروده و به فردوسی نسبت داده‌اند یا این که به مرور زمان به نام او مقبولیت یافته و بسیاری از آن‌ها هم بدبختانه به متن شاهنامه وارد شده و کار پیرایشگران را برای تشخیص ابیات الحاقی و دور ریختن آن از متن شاهنامه بسیار دشوار کرده است. نمونه بارز این گونه ابیات، هجونامه معروف و منسوب به فردوسی است که تعداد ابیات آن از یکصدوسی هم گذشته است. جدا کردن و دور ریختن بسیاری از این ابیات سست و ناتندرست برای شاهنامه‌شناسان کار دشواری نیست اما درین میان برخی ابیات خوب و خوش‌اندام و فردوسی‌وار هم هست که به مرور زمان در ذهن‌ها نشسته و خوانندگان و دوستداران شاهنامه تا آن‌جا با آن انس گرفته‌اند که واقعا نمی‌تواند به آسانی از ذهن‌ها زدوده شود و تشخیص آن هم بر پیرایشگران کمی تا قسمتی دشوار و در پاره‌ای موارد ناممکن شده است؛ تا آن‌جا که آدم پژوهشکار و دانا و ستیهنده‌ای چون زنده‌نام مجتبی مینوی می‌خواهد تا بتواند با اطمینان قلبی و قبلی به قلابی بودن آن‌ها فتوا بدهد.

تابستان هزار و سیصد و پنجاه و چهار بود که در حین برگزاری سخنرانی‌های جشن طوس در تالار فردوسی دانشکده ادبیات مشهد با حضور مسئولان کشوری و شاهنامه‌شناسانی از ایران و کشورهای مختلف جهان با چشمان خود دیدم و به گوش خودم شنیدم که مجتبی مینوی کتابچه شاهنامه در موزه‌ها از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر آن روز را که بر پشت آن به صورت سیاه‌مشق بیت «چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» ده‌ها بار تکرار شده بود، سر دست بالا گرفت و با خشمی مقدس پشت تریبون تالار اعلام کرد: بس کنید و این ابیات حرامزاده را از شاهنامه‌ها بزدایید!

آن روز کمتر کسی می‌دانست یا حتی می‌توانست تصور کند که این بیت نه از فردوسی که سر هم کرده یکی از همین شوونیست‌های روزگار نزدیک به او، یعنی حبیب الله نوبخت سراینده شاهنامه (پهلوی‌نامه) نوبخت است، اما امروز به برکت کوشش‌هایی که برای تصحیح انتقادی شاهنامه صورت گرفته و دستنویس‌های نسبتاً خوبی که در دسترس قرار گرفته شاهنامه از بسیاری از این ابیات قلابی و الحاقی، که در طول زمان بر دست دوستداران جاهل فردوسی یا نااهلان مغرض پدید آمده، زدوده شده است.

آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده و بر دل شاهنامه‌خوانان و نقل‌گویان و عامه مردم هم نشسته امری تاریخی و خودجوش و تا حدی طبیعی بوده است، اما در دهه‌ها و به‌ویژه در این چند سال اخیر موج غرضناک و مرض‌آلود دیگری پیدا شده که به هر دلیل، چه نارضایتی از شرایط موجود و چه از روی کینه‌کشی و خودخواهی در حسرت گذشته و شکایت از وضع موجود یا مخالفت با این یا آن قوم و نژاد، ابیات سست و بی‌سروتهی بر وزن و در مضمون شاهنامه سر هم می‌کنند و در پناه فردوسی و شاهنامه در فضای مجازی به خورد مردم بی‌تمیز و شعرناشناس و ناراضی می‌دهند و لابد کیف هم می‌کنند؛ غافل که روان فردوسی از این تهمت‌ها بیزار و به عذاب است و اگر روزی به فرض محال از گور سر برآورد همه این ایرانپرستان و فردوسی‌دوستان بی‌تمیز را از دایره ایرانگرایی و شاهنامه‌دوستی بیرون خواهد گذاشت و رو به آن‌ها خواهد گفت: «برین گونه تا چند گویی دروغ؟/دروغت بر ما نگیرد فروغ»

کار این دورغ‌پراکنی‌ها به جایی رسیده که اخیراً دیدم صدای دکتر شفیعی کدکنی هم که از مجازی‌کاری‌های فضای مجازی بیزار است درآمده و همه این قبیل اشعار را «جعلیات» خوانده و با نفرت و خشم تمام تقبیح کرده است!

این نکته را البته ناگفته نباید گذاشت که نارضایتی عامی که از بی‌توجهی و بعضاً تحقیر ارزش‌های ملی و تاریخ گذشته ایران در فضاهای رسمی، کم‌کم دارد فراگیر می‌شود و خودش را پرخاش‌گرانه در طنزها و گواژه‌ها و به صورت‌های مختلف این‌جا و آن‌جا نشان می‌دهد، راه را بر این‌گونه احساسات و در نتیجه چنین تهمت‌هایی به فردوسی بزرگ هموار کرده است. بترسیم از روزی که این افتراها همه‌گیر شود و بزرگان ما در خشم ناشی از آن بسوزند که آن روز دیگر نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان.»

انتهای پیام

kajart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پست بعدی

منظومه فکری رهبر انقلاب؛ مسیری روشن در تبدیل مخاطب به کنشگر انقلابی

س دی ۱۴ , ۱۴۰۰
عامل/قم مدیر مجموعه تبیین منظومه فکری رهبر انقلاب گفت: مهم‌ترین ثمره آموزش منظومه فکری رهبر معظم انقلاب در سه بخش معرفتی، ارزشی و کنشی، این است که مخاطب تبدیل به یک کنشگر فعال در شناخت ابعاد پدیده انقلاب اسلامی می‌شود. حجت‌الاسلام اسماعیل فخریان در گفت‌وگو با خبرنگار عامل اظهار داشت: […]
d985d986d8b8d988d985d987 d981daa9d8b1db8c d8b1d987d8a8d8b1 d8a7d986d982d984d8a7d8a8d89b d985d8b3db8cd8b1db8c d8b1d988d8b4d986 d8afd8b1 61d432fcb4671

خبرهای فوری

نویسنده

نوید رستم نژاد

لورم ايپسوم متن ساختگی با توليد سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافيک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.